الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
273
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
شود خبيث و آلوده است » غافل از اينكه اين حديث قبل از هر كس خود معاويه را شامل مىشود و همچنين طلحه ، زبير و عايشه را كه معاويه نسبت به آنها عشق مىورزيد . اضافه بر اين بعضى از بزرگان و صالحان اصحاب پيغمبر همچون ابوذر ، سلمان و ابن مسعود و غير آنها از مدينه خارج شدند و در شهرهاى دور و نزديك چشم از جهان فرو بستند . درست است كه مجاورت با قبر رسول اللَّه داراى بركاتى است ؛ اما وظيفهء امام اين است كه براى خاموش كردن آتش فتنه گاهى از مجاورت آن قبر نورانى چشم بپوشد و به مناطقى كه بهتر مىتوان آتش فتنه را خاموش كرد قدم بگذارد . ولى امام عليه السلام در پاسخ معاويه تنها به اين نكته قناعت فرمود كه اين امر ارتباطى به تو ندارد ، زيرا مسأله واضحتر از آن بود كه نياز به شرح و تفصيل داشته باشد . تعبير امام به « ذَلِكَ أَمْرٌ غِبْتَ عَنْهُ فَلَا عَلَيْكَ ؛ اين امرى است كه تو از آن غايب بودى و چيزى بر تو نيست » كنايه از اين است كه ربطى به تو ندارد كه گاه در فارسى در تعبيرات عاميانه مىگوييم : « فضولى موقوف » . سپس امام عليه السلام از تهديد معاويه كه تهديدى توأم با مغالطه و سفسطه بود پاسخ مىدهد و مىفرمايد : « و نيز گفتهاى كه با گروهى از مهاجران و انصار به مقابلهء من خواهى شتافت ( كدام مهاجر و انصار ) هجرت از آن روزى كه برادرت ( يزيد بن ابىسفيان در روز فتح مكه ) اسير شد پايان يافت » ؛ ( وَذَكَرْتَ أَنَّكَ زَائِرِي فِي الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ ، وَقَدِ انْقَطَعَتِ الْهِجْرَةُ يَوْمَ أُسِرَ أَخُوكَ ) . مىدانيم اطرافيان معاويه و ياران نزديك او و حتى خود او جمعى از بازماندگان دوران جاهليت عرب بودند ، همانهايى كه تا روز فتح مكه مقاومت نمودند ، هنگامى كه همهء مقاومتها در هم شكست اظهار ايمان كردند و پيغمبر اكرم فرمان آزادى آنها را صادر فرمود و به همين جهت « طُلَقاء » ناميده شدند . از سويى ديگر مىدانيم مهاجران افرادى بودند كه پيش از فتح مكه ايمان